pey-sel-nini-1370

۲۴ دی سال ۹۷ اولین حرکتت تو شکم مامان

سلام عزیز دلم .قربون اون حرکات نازت بشم من .امروز ۲۴ دی ماه سال ۹۷ درست ۲۰ هفته و دو روز هستم .اولین حرکتتو فهمیدم. قربونت برم  خیلی خیلی خوشحالم . امروز از صبح به مثانم فشار میاری .هی ضربه میزنی . الانم بیدار موندم باز ضربه بزنی بفهمم .خیلی خیلی دوست دارم .عاشقتم مامانم .با هر حرکتت احساس میکنم کل دنیا رو بهم دادن .خدا رو هزاران هزاران مرتبه شکر . تو نعمت و رحمت و هدیه از طرف خداوندی . هزاران بار هم شکر کنم باز کمه .قربونت برم. امروز بهترین روز زندگیم بود .هیچ وقت لحظه به لحظه خاطرات بارداری رو فراموش نمیکنم .لحظه به لحظش لذته .لذته با تو بودن .لذت عاشق و معشوق .لذت حس غریب و وصف نشدنی بین من و تو.به بابا هم کفتم داری تکون میخوری ...
25 دی 1397

۲۰ هفتگیت مبارکه عشق من

سلام پرنسس خوشگلم .حالت خوبه؟؟ قربان تکونای نبض مانندت برم .فقط در حد نبض احساس میکنم حرکتتتو .بعضی وقتا نگرانت میشم .شاهزاده خانم دلم برات به ذره شده .میدونم چند روزه مامان خیلی خستت کرده .ولی مجبورم عزیز دلم .شبا از خستگی نمیتونم بخوابم تو هم با من بیدار میمونی .چند روز دیگه تحمل کنی تموم میشه ‌بابا امتحاناتش شروع شده .مجبورم براش صبحونه و نهار و شام مفصل درست کنم خونه رو زود زود تمیز کنم تا بتونه با آرامش به درساش برسه .ولی شبا از کمر درد گریم میگیره .دعا کن بابا اماحانتشو خوب بده .این ترم آخرشه .دیگه داره تموم میشه خدا رو شکر .چند تا کار نا تموم داریم دعا کن زود همش نتیجه بده .این هفته خیلی سرم شلوغ بود ببخشید نتونستم زودتر از ...
24 دی 1397

19 هفتگی و ویارونه عشقم

سلام مامانی .سلام نور چشمم .خیلی دوس دارم وقتی بزرگ شدی بیای خاطراتتو خودت بخونی .انشالله وقتی اینارو میخونی چه من باشم چه نباشم خوش و سلامت باشی و تو زندگیت موفق باشی .مامانی امروز ۱۹ هفته شدی .ماشالله روز به روز داری خانم تر میشی .مامانم روز به روز چاقتر میشه .  اشکال نداره انشاللله وقتی به دنیا اومدی رژیممو شروع میکنم قوقولی تو هم اونقدر شلوغی میکنی ازم کار میکشی که خود به خود لاغر تر مشم .فدای شلوغیهات برم من .مامانی امشب خیلی تو شکمم شلوغی کردی .نمیدونم چرا نمیخوابیدی؟؟ نذاشتی منم بخوابم .فدای اون پاهای کوجیکت بشم من که فقط تکون میخورن .   پرنسسم دیشب خونه مامان جونت بودیم .به مناسبت قدم های ناز و کوچولوی تو مام...
14 دی 1397

۱۸ هفتگیت مبارکه پرنسسم

سلام پرنسس مامان .سلام خوشگل مامان .سلام ناز نازی مامان .سلام کوچولو موچولوی مامان .قربون تک تک اعضای بدنت برم من .قربون اون پاهای کوچیکت قلب کوچولوت دستات انگشتات .پاهات که همشک اون روز تو سنوگرافی دیدم .عیزی مامانم ۹ دی سال ۹۷ رفتم سنوگرافی برای تعیین جنسیت .رفتم آقای دکتر تک تک اعضای بدنتو بهم نشون داد .قربون طحال و کبد ومعدت برم من که همشو دیدم .قربون او کلیه های کوچیکت .عاشقتم به خدا عاشقتم .از الان بوتو دارم حس میکنم شب خواب میدیدم بهت شیر میدم .اونقدر شیر خورده بودی که همه صورتت شیر بود چه لحظه شیرینی بود .انشالله زود دنیا بیای بگیرم بغلت بوت کنم بها شیر بدم .قربون بوی تنت برم من .آقا دکتره گفت بچت دختره .پرنسس کوچولوم نمیدونی چقدر خو...
12 دی 1397

۱۷ هفتگی و یلدا مبارک عشق مامانی

سلام قربون دل کوچیکت برم من .این چند روز خوش گذشت؟؟ مامانم خسته نشدی؟؟ از دست مامان که ناراحت نیستی؟؟ خدایی نکرده اذیتت نکردم؟؟ عزیز دلم ۱۷ هفتگیت مبارکه .دو روز پیش اولین شب یلدات بود عزیز دلم .ولی این شب یلدا با شب یلداهای قبلی فرق میکرد .همیشه خونه مامان جون اینا بودیم امسال خونه مادر شوهر عمه هاله اینا بودیم .با مادر جون و پدر جونه عمه هاله اینا و فاطمه حورا عمو حامد و زن عمو فروغ رفتیم سفر دو روزه .خیلی خوش گذشت مامانی .یکم خسته شدم ولی حال مامان خوب خوب بود .انشالله که تو اذیت نشدی و به مامان اخم نکردی .اگه اذیت شدی منو ببخش فدات بشم .خیلی دوست دارم هر لحظه هر لحظه فقط فکر تو بودم .رفتیم کنار رودخانه ارس ماهی خوردیم با عشقم .از اونجا ر...
3 دی 1397

16 هفتگی مبارک عزیز دلم

سلام خوشگل مامان .سلام یکی یدونه من .قربونت برم من.خدا همیشه پشت و پناهت باشه .انشالله همیشه زنده باشی قلب کوچولوت همیشه بتپه.انشالله امام زمان یا رو یاور و حافظ تو باشه .دلم برات یه ذره شده .دو روزه احساس میکنم تکوناتو حس میکنم .یه چیزایی شبیه نبض تو رحمم حس میکنم .فدات بشم من .کی خوب تکوناتو حس میکنم .دلم ضعف میره برا تکونات. ۱۶ هفتگیت مبارکه عشقم .ماشالله روز به روز داری بزرگ میشی شکم مامانم روز به روز داره بزرگ میشه .کاش ۵ ماهم زود تموم میشد زود میومدی بغلم .فقط بوست میکردم .ای خدااا چه روزایی رو دارم.عشقم میاد بغل مامانش .مامانی امروز مامان جون و بابا جون رفتن مشهد .میخواستن ما رو هم ببرن ولی چون جفتم پایینه دکتر اجازه نداد.حیف شد میخوا...
27 آذر 1397

15 هفتگی مبارک

سلام عزیز دلم .مامان قربونت بشه .من فدات شم .چند وقته خیلی سرم شلوغه خیلی کم تونستم باهات حرف بزنم .منو ببخش که مامان بدی بودم برات .عزبزم امروز 15 هفتگی شدی .15 هفتگیت مبارک .قربون قدم های ناز تو برم که اینقدر خوش قدمی .هفته پیش عقد الشن بود .دیشبم مجلس بله برون دایی محمد رضا بود .تو جقدر خوش قدمی عزیز دلم .15 آذز بود .انشالله چتد روز دیگه هم باهم میریم مراسم عقدشون . قربونت برم من پریشبم نی نی پریسا جون به دنیا اومد .خیلی سرم شلوغه کوچولوی مامان . انشالله بیای بغلم باهم بریمم بگردیم .کوچولوی مامان یکمی هم از بابات بگم .انشالله وقتی به دنیا اومدی بزرگ شدی قدر باباتو بدون .خیلی خیلی بابای مهربونی داری .الان که اینا رو مینویسم اشک تو چشا...
17 آذر 1397

هفته 13 بارداری

سلام عزیز دلم .خوبی؟؟ خوشی؟؟ انشالله بزرگ شدی قربونت برم.انشالله همیشه تنت سالم وشاد باشه.و هزار سال عمر کنی . مامان قربونت بره الان همه اعضای بدنت تشکیل شده در حال رشد کردنه .مامان قربونه تک تگ اعضای بدنت بره .فدات بشم من .عشق من .دکتر چند وقته نگرانم کرده حال خوبی ندارم .همش نگرانتم .هر لخظه نگرانتم. 8 آذر سال 97 عقد الشن جون بود مامانی .رفتیم جشن نامزدیش .خیلی خوش گذشت مامانی .مامان کلی رقصید .نمیدونم تو چی کار میکردی تو شکمم؟؟؟ با خودم میگفتم الان بچم سرش درد گرفت اونقدر آهنگ بود .خیلی خوش گذشت .انشاللع خوشبخت بشن .عزیز دلم هنوز جنسیتتو نمیدونم .انشالله 9 دی میرم برای جنسیتت .قربونت برم من . هر چی باشی برا من و بابا عزیزی .عاشقت هستیم .ف...
10 آذر 1397

ماه دوم و سوم بارداری

سلام مامانی .سلام قربونت برم نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده.لحظه شماری میکنم دستای کوجیکتو بگیرم فقط بوسشون کنم .2 آبان بود رفتم برای صدای قلبت ای خداااا چقدر لحظه سختی بود .خیلی میترسیدم .خیلی استرس داشتم .رفتم دکتر داشت نگاه میکرد منم فکر میکردم الان میگه هیچی نیست پاشو برو .که یه دفعه گفت این ساک حاملگیته .این جنینه .اینم قلبشه مرتب داره میزنه .ای خدااا .چقدر باید شکر میکردم .معجزه بود .واقعا تو معجزه الهی هستی .خیلی خوشحال بودم .دکتر گفت برو 27 آبان تست غربالگری .27 آبان شد رفتم تست غربالگری دادم .خدا رو شکر همه چی خوب بود . رفتم سونوگرافی عزیزم دلشتی با دستات میرقصیدی .مچ دستاتو میچرخوندی .لگد میزدی .اولین بار بود دیدمت .بهترین روزهای ز...
30 آبان 1397

ماه اول بارداری

سلام عزیز دلم .سلام قربونت برم .به دنیای جدید خوش اومدی .میخوام تمام خاطرات و از لحظه اومدنت تو دلم تا آخر اینجا بنویسم .هر وقت انشالله بزرگ شدی خودت بیای خاطراتو بخونی ببینی کی اومدی؟چی کارا کردی؟؟عزیز دلم فدات بشم درست 3 مهر ماه بود که رفتم آزمایش خیلی استرس داشتم .باباتم خیلی استرس داشت.خیلی روز پر استرس وپر هیجانی بود .رفتم با مامان جون آزمایش دادم .اومدم خونه مامان جون .خاله زنگ زد گفت تا یک ساعت جواب آزمیشو میدن برو بگیر .منم بددن اینکه به بابا بگم تاکسی گرفتم بدو بدو رفتم آزمایشگاه .رفتم آزمایشمو گرفتم دیدم جواب آزمایشم مثبت همون لحظه خاله زنگ زد .گفت چی شد؟؟ گفتم مثبته .باهم اونقدز گریه کردیم .از اون ور مهدیار میگفت مامان چی شده؟ چر...
30 آبان 1397
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به pey-sel-nini-1370 می باشد